نصرک
موسیقی محلی بندری با
روشن دلی به نام نصرک جان می گیرد .
او شاعر – ترانه سرا – نوازنده
وخواننده بود ودرد را احساس می کرد و
به زبان می آورد.زخمه سازش
نقل می کنند که رنگ
پوست نصرک تیره – بینیش عقابی و ظاهری
آرام ومتین و صورتی استحوانی با
چشمانی گود رفته و در خاک خیال نشسته
و از فروغ بینائی محروم و جای پای
زمان چین های صورتش را مضا عف نموده
بود او درزندگی هیچ نمی خواست حتی
برای بقای نسل نیز از خویشتن کوششی
نشان نداد او حتی همسرش را نیز به باد
طنز و انتقاد می گیرد و تراته ای هزل
آمیز در باره اش می سراید .فشار زندگی
– کمبود ها و خشم طبیعت – چنان او را
سرکش و عاصی ساخته بود که با کوچکترین
ضربه ای می جهید و می سرائید خواه یک
مسئله اجتماعی باشد خواه یک امر عادی
زندگی .صد آهنگ وشعر و ترانه از او به
جای مانده است که شهره است و هر یک
مسئله از زندگی و زمان را بیان می کند
اشعار وترانه هایش تاریخند و تارخ ساز
برای منطقه به جز آنهایی که عوض شده
اند و یا ربایندگان آهنگ ها آنها را
به نام خود عوض کرده اند .
ساز نصرک مخلوق خودش
بود او سازش را از یک قوطی حلبی و
یکدسته نسبتآ بلند و چند تار سیم
ساخته بود قوطی را از رو به شکل دایره
در آورده بود که بی شباهت به جعبه
گیتار نبوده است . دسته اش را تخته ای
به پهنای دسته عود تشکیل می داده است
و سیم ها از پائین قوطی به وسیله سیخ
به بدنه وصل و پس از گذشتن از روی
تخته ای کوچک که حد فاصله بین بدنه و
دسته را تشکیل می داده است به چوبها
ئی که مانند خرک میلن در بالای دسته
نصب بوده می رسیده است و چهار سیم و
گاهی سه سیم که در فواصل مختلف دسته
نصب می شده قرار می گرفته است که به
جای کوک ار آنها استفاده می شده .
زخمه ساز از پر مرغ
تشکیل می شده که به آرامی سیم ها را
با ارتعاش در می آورده است .نصرک
همواره سازش را از جان بیشتر دوست
داشته و هرگز آن را از خود دور نمی
داشته و چنان آرام و متین بر آن می
نواخته است که گوئی بر تاروپود جانش
می نوازد.
نصرک در سال 2496
دیده بر جهان فرو بست .
منبع از کتاب حیات فرهنگی
استان هرمزگان